انسان‌هاي خوب با موهبتي به نام بخشش آشنايند.

بخشش به ما جان تازه اي مي‌دهد و  بركت مي‌كند!

و باعث مي شود تا ما انسانها، دنياي بهتري داشته باشيم!

مردم براي اينكه دنياي بهتري داشته باشند، نهادهاي خيريه را بر مبناي بخشش ايجاد مي‌كنند.

 

از ديرباز خيريه ها در نزد همه مردم جهان جايگاه ويژه خود را داشته است و همچنان دارند...!

مردم موقوفات و هدايايي براساس جهان بيني خويش به اين  نهادها مي‌سپارند تا در امور خيريه مصرف شود.

اين هداياي مردمي  مي‌تواند هر نوع هديه يي باشد از جمله اثر هنري!

 

وقتي خيريه‌اي با آثار هنري سروكار پيدا مي‌كند و خط مشي هاي خاص خود را حول اثر هنري طرح‌ريزي مي‌كند؛ بي شك با مقوله اقتصاد هنر مرتبط  مي‌شود.

اقتصاد هنر، دانشی تطبیقی و بین‌رشته‌ای است که با به‌کارگیری تحلیل‌های اقتصادی، جامعه‌شناختی و روانشناختی سعی در تبیین مسائل دنیای هنر دارد. در اینجا هنر و اثر هنری، به واسطه اقتصادی بودن، به عنوان یک کالای هنری مورد بحث قرار می‌گیرد و در اقتصاد هنر، بیشتر صحبت از تولید، توزیع و مصرف کالاهای هنری است.البته نقش پر رنگ  مقوله  فرهنگ را در اقتصاد هنر نبايد ناديده گرفت. اين دو رابطه اي دوسويه و لازم و ملزوم يكديگر دارند.

براي درك بهتر آن  به داستاني از پيكاسو ،هنرمند نقاش نوگراي قرن بيستم، اشاره مي كنيم:   

«پيكاسو به درخواست مغازه‌دار نزديك محل سكونتش و به پاس همسايگي، چند خط و يك امضا بر روي شيشه در مغازه‌اش كشيد و در پاسخ او كه آيا پولي بايد بپردازد يا نه، گفت 35 هزار فرانك، و مغازه‌دار به او گفت مگر چند قطعه رنگ مصرف شده بر روي شيشه چقدر مي‌ارزد؟»

ما بايستي به مغازه دار محله پيكاسو حق بدهيم كه اين پرسش را از او بپرسد و اين پرسش نيز ممكن است  براي هر كسي ايجاد شود.

رابطه فرهنگ و اقتصاد امروز مقوله اي است كه بسياري از قشرهاي مختلف به‌آن توجه نشان مي‌دهند.  براي همين است كه علم اقتصاد و  فرهنگ بايد پاسخي كه جنبه هاي فكري،اجتماعي و اقتصادي را دربرگيرد؛ براي قيمت گذاري كالاي هنري  بيابند.

 

mg1 3

 

امروز كالاي هنري در همه سطوح مجامع بين المللي در حال داد و ستد است. از طرفي نيز توجه به اقتصاد هنر از جنبه هاي داخلي هم براي دولتمردان هم براي هنرمندان داراي اهميت است. هنر پديده‌اي است كه نياز به حمايت مردم و دولت دارد تا به عنوان كالايي عمومي مورد استفاده همه مردم قرار گيرد.

معيشت هنرمندان نيز مهم است كه بايد براي جامعه و دولت و مورد عنايت سياست‌گذاران و برنامه‌ريزان باشد.

بنابراين رابطه تنگاتنگ اقتصاد با هنر، هنرمندان و دولتمردان مشخص شد. اكنون سوالي مطرح است پس در اين مبحث خيريه هايي كه با آثار هنري سرو كار دارند چه جايگاهي دارند؟

اين  نهاد هاي  مردمي در توسعه فرهنگي و رونق هنر چه نقشي خواهند داشت؟

 چگونه  مي‌توانند در اين راستا توانمند و مثمرثمر باشند؟

از اين رو در آغاز اين نوشتار، براي پاسخ به اين سوالات و با اذعان به  اين نكته كه  خيريه هاي مي‌توانند نقش موثري در توسعه فرهنگي كشور ايفا كنند؛ نمونه اي از بنيادهاي خيريه اي با عملكرد موفق و تاثير گذار به خصوص در زمينه اقتصاد هنر در كشور فرانسه بررسي مي‌كنيم و در مقالات بعدي موضوعات قابل بحث ديگري را مطرح خواهيم كرد.

در مرحله شناخت هر مقوله اي داشتن الگويي مطلوب به عنوان پيش فرض  مي‌تواند  ديد مناسبي جهت ارائه راهكارها و اجراي سياستگذاري مربوط آن  ارائه دهد. بنياد اوقاف و امور خيريه فرانسه و در حال حاضر به عنوان نمونه اي مطلوب يك نهاد خيريه در دنيا شناخته شده است كه بيش از سي سال قدمت دارد. اهميت اين بنياد در توسعه فرهنگي و هنري فرانسه تاثيرگذار بوده است.  عملكرد مطلوب اين بنياد حس اعتماد همگاني فرانسوي ها را جلب كرده است.

به گونه‌اي كه بيشتر افراد خير ترجيح مي‌دهند. سرمايه هاي خويش را به اين بنياد بسپارند. همچنين اين بنياد توانسته امور خيريه را در فرانسه گسترش دهد.

 به گونه ايي كه در سال  1999 م ششصد هزار نفر از مردم  فرانسوي اموالي را به‌صورت وقف در اختيار اين بنياد قرار دادند.

از جمله اقدامات قابل توجه اين  بنياد طرحي بود كه براساس آن  گسيختگي ميان هنرمندان و عصرشان برطرف كرد.

هدف اين طرح نزديك كردن هنر و هنرمند با جامعه فرانسوي بود. بنياد واسطه هايي به عنوان سفارش دهنده آثار هنري بكار گرفت و آنها  نقش رابط ميان هنرمند و جامعه را ايفا مي كردند.

 بنياد نيز استقلال اين واسطه ها را تضمين و يا خود،  نقش واسطه ها را اجرا مي‌كرد. به هر حال واسطه ها ناظر حسن اجراي كار بودند. لذا بنياد براي  بر نظارت بيشتر بر‌ آثار هنري در شهرستان ها نيز شعبه هاي نظارتي مشخص كرد.  اين واسطه ها به هنرمندان كمك مي‌كردند تا شرايط خلاقيت و آفرينش اثر برايشان فراهم گردد.

البته به اين شرط كه آثارشان  بايستي  بازگو كننده حوادث تاريخي و اجتماعي معاصر باشند كه بر زندگي بشر معاصر تاثير مثبتي بگذارند.

از سال 1994 م  بنياد سياست ديگري براي واسطه هايش اعمال كرد و آنها را  براي  بازاريابي آثار هنري و گرفتن سفارش به كار گرفت.

واسطه ها ظرفيت خريد و جذب بازار را مطالعه كرده و هنرمندان را مطلع  مي‌ساختند كه شهرداري و موسسات دولتي و خصوصي  و يا مشتريان خصوصي چقدر مي توانند در زمينه آثار آنها سرمايه گذاري كنند. در نهايت اين خيريه با برنامه ريزي و اعمال سياستهاي توسعه  توانست در رونق اقتصاد هنر كشور فرانسه تاثير گذار باشد. 

 

mg1 2

الهام طالبي

كارشناس هنري